اقالیم
اقالیم

اقالیم

از نگاه دیگران

شب خاطره

شبی که ماه در آیینه یاسمن می ریخت

ستاره بود که از چشم های من می ریخت

هنوز در تب یک خاطره فروزانم

چه شعله بود که آن فتنه از بدن می ریخت

خزان باغ به چشم دلم بهاران بود

ز دامنش گل صد رنگ در چمن می ریخت 

ادامه مطلب ...

از نگاه دیگران

عمر

طی شد به سرعت عمر و من جاماندم از دنیا

اندوه دوری کرد دورم، کم کم از دنیا

من، سالها تنهاترین فرد جهان بودم

سهمم در این غوغا و غربت شد غم از دنیا

وقتی که می بایست روی پای خودم باشم

خوردم زمین با ضربه هایی محکم از دنیا  

ادامه مطلب ...

از نگاه دیگران

سهم زیستن

زنجیرها گسست ای دل، دل اسیر

پیران، جوان شدند، آه ای جوان پیر

مگذار بیش از این بی باورت کند

اهریمن هراس، این سایه ی حقیر

دیری ست بر تنت، شولای زخم هاست

تیغ برهنه را، از دست غم بگیر

بیداری بهار، آن سوی لحظه هاست 

ادامه مطلب ...