دوباره خواهم ساخت
من برای تمام گنجشکان، آسمانی دوباره خواهم ساخت
بر بلندای خستگی هایت، سایبانی دوباره خواهم ساخت
باید از نیمه راه برگردم، سمت ویرانه های اجدادی
روی پهنه ی ترک خورده، آشیانی دوباره خواهم ساخت
قعر چاهم زمین در آغوشم، آن طرف میله های آزادی
از همین بند بند در بندم، ریسمانی دوباره خواهم ساخت
ادامه مطلب ...
زخم
این زخم را به دست تو مرهم نمی کنند
چاره برای درد دمادم نمی کنند
از شرم کاغذ و قلم و شعر دلخورم
از واژه های لال که درکم نمی کنند
آبستن خطوط موازی ست زندگی
وقتی هجوم فاصله را کم نمی کنند
ادامه مطلب ...


