-
دلنوشته
شنبه 19 فروردین 1396 18:29
هو راز چه حسرت بار و افسوس ساعات خوش در تاریکی مطلق سپس نوری از چراغ ماشین های رهگذر که از پنجره می تابید آن نجوای رازها را در لحظه ا ی زیر نور گذرا از حس لامسه به حس بینایی تبدیل می کرد و آنچه با تمام وجود حس می کردم در لحظه ای می دیدم اما ما با یکدیگر همراز بودیم پیمانی نانوشته عهد و میثاقی در قلب چرا سومین نفر...
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 19 اسفند 1395 20:39
تو ذره ذره عشق، ذره ذره تو برتر از کما بیش! شرح بیش و کم تو ای هوای طوفان در خلیج اندوه بس بساط غم را می زنی به هم تو هر دم از تو نازی، هر دم از تو رازی هر دم از تو سازی دم به دم به دم تو هر دو عاشقانه، سوی من روانه باز یک قدم عشق،باز یک قدم تو زیر بار غربت، پشت کرده خم، من راست کرده قامت، پیش زلف خم، تو می دهم شهادت...
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 19 اسفند 1395 20:38
از تو از من سر راه تو نشستن، گذر از تو راضی شده چشمم به همین یک نظر از تو آن قدر نشستم به هوایت که بیایی یا اینکه بیاید به نسیمی خبر از تو باد آمد و پیغام تو را باز نیاورد از هر که بگویم خبر آمد مگر از تو بر من چه گذشته است که این گونه اکنون؟ این گونه که پر کرده دلم را اثر از تو؟ تا خواستم از تیرگی شب بنویسم سر زد گل...
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 19 اسفند 1395 20:36
غزل آفریده شد وقتی بساط روز ازل آفریده شد دنیا به افتخار غزل آفریده شد چشم تو در دهان غزل عاشقانه ریخت پلکی زدی به ناز، عسل آفریده شد پلکی زدی به سجده درآمد درخت و کوه پلکی زدی و خیرالعمل آفریده شد سیاره ها بدون تو زیبا نمی شوند دستت که حلقه بست زحل آفریده شد هرکس تو را شبیه خدای خودش کشید از سنگ و چوب لات و هبل...
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 19 اسفند 1395 20:35
لبخند بزن لبخند بزن شاید، یک لحظه مردد شد شاید نفسی برگشت، از کوچه ما رد شد شاید قفست این بار، با خنده ی تو خندید یک رخصت دیگر تا پرواز مجدد شد لبخند بزن! دریا، از صخره نمی ترسد طغیان کن و جاری شو، صد بغض اگر سد شد صد بغض اگر داری، لبخند بزن، آری لبخند ژکوند اصلا، با بغض زبانزد شد لبخند بزن با اشک، مردم که نمی فهمند...
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 19 اسفند 1395 20:31
چشم تو شعری ورق ورق شده در یادم آواز لای لای پریزادم چشمت چرا ندید مرا وقتی از شاخه مثل سیب می افتادم؟ دل تکه تکه فرو پاشید ویران شدم، نخواستی آبادم طوفان تو پرندگی ام را برد عشقت کجاست رسید به فریادم؟ چشم تو را کشیدم و خندیدم حالا به چشمهای تو معتادم سعیده اصلاحی
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 19 اسفند 1395 20:29
تو تو مهربان تر از آنی که فکر می کردم درست مثل همانی که فکر می کردم شبیه، ساده بگویم کسی شبیه ات نیست هنوز هم تو چنانی که فکر می کردم تو جان شعر منی و جهان چشمانم مباد بی تو جهانی که فکر می کردم درست مثل همانی که در پی ات بودم درست مثل همانی که فکر می کردم مریم سقلاطونی
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 19 اسفند 1395 20:28
کنار جاده کنار جاده همین زنده بودنم هنر است اگر که مرده ام از بی وفایی تبر است هر سال دگر هم گذر کنی، از من تنم تناوری سالهای بی گذر است اگر به در نبرم جان سالم از جنگل یقین تمام تنم حاصلش دو لنگه در است اگر مرا ببری از حیات، جان بشر که سایبان همیشه برای رهگذر است؟ اگر فتاده ام از پا فتاده ام، امّا همین به قامت خود...
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 19 اسفند 1395 20:26
خوش تر است آتش عشق تو در جان خوشتر است جان زعشقت آتش افشان خوشتر است هرکه خورد از جام عشقت قطره ای تا قیامت مست و حیران خوشتر است تا تو پیدا آمدی پنهان شدم زان که با معشوق پنهان خوشتر است درد بر من ریز و درمانم مکن زان که درد تو ز درمان خوشتر است می نسازی تا نمی سوزی مرا سوختن در عشق تو زان خوشتر است چون وصالت هیچ کس...
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 19 اسفند 1395 20:23
در آیینه فدای چشم فراوان تو در آیینه منم هر آیینه ویران تو در آیینه رهاست مثل همیشه، رهاست در باران هجوم زلف پریشان تو درآیینه یک امشب از تو نوشتم، دلم، دلم انگار چو اشک ریخت به دامان تو در آیینه دوباره امدم از یادهای دورادور تمام زمزمه ام آن تو درآیینه رها شدن همه این است با تو بنشینم که نیست بر سر پیمان تو در آیینه؟...
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 19 اسفند 1395 20:19
بهشت من مادر چقدر بوی تو خوب است، بوی آغوشت همیشه زحمت من بوده است بر دوشت چنان زلال و لطیفی که مطمئن هستم دو بال بوده به جای دو دست بر دوشت ولی به خاطر من بال را کنار زدی که با دو دست بگیری مرا در آغوشت که با دو دست برایم دو بال بگذاری به جای روشنی بال های خاموشت که آسمان خودت آسمان من باشد که از بهشت بخوانم دوباره...
-
معرفی کتاب
پنجشنبه 19 اسفند 1395 20:11
عنوان کتاب: برکت نویسنده: ابراهیم اکبری دیزگاه ناشر: کتابستان معرفت تعداد صفحات:370صفحه قیمت: 14500تومان
-
از نگاه دیگران
شنبه 14 اسفند 1395 19:11
مگر می آیی پا به پای سحر از کوه و کمر می آیی من و دیدار تو؟ افسوس! مگر می آیی! روح اسطوره ای ات حامله ی طغیان است موج بر دوش ز دریای خطر می آیی می چکد شور ز شولای حماسی فامت آتشین جلوه ای از برج سحر می آیی شال سبز تو بر آن گردن الماس تراش یال در یال کدام اسب کهر می آیی؟ تشت خورشید ز باروی فلک می افتد تا زپشت قلل حادثه...
-
معرفی کتاب
چهارشنبه 11 اسفند 1395 23:00
عنوان کتاب : روز کاغذی فردوسی نویسنده: علیرضا رحیمی موحد ناشر: انتشارات نگاه تعداد صفحات: 126 قیمت: 7600تومان
-
فاطمیه
سهشنبه 10 اسفند 1395 19:12
-
از نگاه دیگران
دوشنبه 2 اسفند 1395 18:44
عشق بس کن دل من، عشق که اجبار ندارد وقتی که دلش با دل ما کار ندارد فریاد نزن تلخی این شعر گواه است رسوایی تنهایی ما جار ندارد باید به خودم تکیه کنم پشت به دنیا این خانه بجز فاصله دیوار ندارد ای سقف ترک خورده ی نمناک من ای بغض دیگر بدنم طاقت آوار ندارد غیر از غم بیچارگی و خانه خرابی -دست از سر این زلزله بردار- ندارد...
-
از نگاه دیگران
یکشنبه 1 اسفند 1395 08:10
چشمان تو داد چشمان تو در کشتن من دست به هم فتنه برخاست چو بنشست دو بد مست به هم هریک ابروی تو کافی ست پی کشتن من چه کنم با دو کماندار که پیوست به هم شیخ پیمانه شکن توبه به ما تلقین کرد آه از این توبه و پیمانه که بشکست به هم عقلم از کار جهان رو به پریشانی داشت زلف او باز شد و کار مرا بست به هم مرغ دل زیرک و آزادی از...
-
از نگاه دیگران
یکشنبه 1 اسفند 1395 08:06
پریشان تواند آب ها آیینه ی سرو خرامان تواند بادها مشاطه ی زلف پریشان تواند رعدها آوازه ی احسان عالمگیر تو ابرها چتر پریزاد سلیمان تواند سروها از طوق قمری سر به سر گردیده چشم دست بر دل محو شمشاد خرامان تواند شب نشینان عاشق افسانه های زلف تو صبح خیزان واله ی چاک گریبان تواند سبز پوشان فلک، چون سرو، با این سرکشی سبزه ی...
-
از نگاه دیگران
چهارشنبه 27 بهمن 1395 23:50
نگاه به دل نشاط می دهد کلام عاشقانه ات صفا به روح می دهد نگاه پرفسانه ات به نغمه های دلنشین، پر از شکوه دلبری چه عارفانه می شود، نگاه عاشقانه ات شکوفه زار چشم تو چه با شکوه و دیدنی است به آینه نظر کنی، رود غم زمانه ات ای آفتاب صبحدم، کمی کنون به من بدم ز چشم آشنای خود، نهان مکن نشانه ات چه صادقانه آمدم فقط برای دیدنت...
-
از نگاه دیگران
یکشنبه 24 بهمن 1395 23:29
سهم دل من تو سهم منی! سهم منی! سهم دل من! ای عطر تو آمیخته با آب و گل من! یک چای پر از تلخی و دلواپسی ام! تو: دنیای پر از مهری و پرشور! هِلِ من! ای ماء معین! اشربه ی ناب بهشتی! یک بوسه بده شادی روح کسل من جز اسمت اگر برد زبان، لال بمیرد جز او به کجا می روی ای فکر ول من؟ باید که بسوزی و بسازی و بسوزی تقدیر تو در سوز و...
-
معرفی کتاب
دوشنبه 18 بهمن 1395 21:27
نام کتاب: خاک غریب نویسنده: جومپا لاهیری مترجم: امیرمهدی حقیقت ناشر: نشر ماهی تعداد صفحات:360 قیمت: 11000تومان
-
دلنوشته
دوشنبه 18 بهمن 1395 21:24
هو من و تو و باران قطرات باران بر شیشه ماشین مرا که در پناه گرمای بخاری آن نشسته ام در خود فرو می برد احساس امنیت آه چه واژه ای که دست نیافتنی است پوشش قطرات باران بر شیشه ماشین گرمای داخل با ضرباهنگ قطرات بر سقف لذت را دو چندان می کند ولی چاره ای از صدای سمج برف پاک کن نیست آنگاه که هر لحظه بین من و لایه نازکی از آب...
-
معرفی کتاب
جمعه 15 بهمن 1395 21:28
عنوان کتاب: زن رئیس شورای محله نویسنده: پرواند اتیان مترجم: آندرانیک خچومیان ناشر: نشر افق تعداد صفحات: 428 صفحه قیمت: 19500 تومان
-
دلنوشته
یکشنبه 10 بهمن 1395 18:49
هو مقصر بیان زبان سخن همه را کناری بگذار سکوت بهترین حرف است حتی چشمانت را نیز ببند تا سخنی نگوید مبادا کسی بشنود آنچه را تو نگفتی و حدس زند و خیال کند و توهم زند و ... آنچه را که روحت خبر نداشت وه که چه سخت است مثل ماشین شدن! یا چون بز اخفش! علف خوردن و سر تکان دادن کارگردان زمانه این گونه نقشم را در فیلمنامه زندگی...
-
از نگاه دیگران
شنبه 9 بهمن 1395 10:25
روی پر باد بگذار لحظه روی پر باد بگذرد ذهن تو از تظاهر ابعاد بگذرد بگذار این تبار گره خورده در سکوت ناگاه در تلاطم فریاد بگذرد امشب میان بود و نبودم که زیستن یک بار تا فراسوی اضداد بگذرد در نقش چهره ها به تماشا نشسته ام شاید که آن نگار پریزاد بگذرد نبضم، شمارش ضربان حضور اوست چندان که از تحمل اعداد بگذرد چونان پرنده...
-
معرفی کتاب
شنبه 2 بهمن 1395 18:13
عنوان کتاب: این مردم نازنین (قصه های رضا کیانیان با مردم) نویسنده: رضا کیانیان ناشر:نشر مشکی تعداد صفحات:167 قیمت:7500 تومان
-
از نگاه دیگران
شنبه 2 بهمن 1395 18:04
با من باش تا مردم این شهر در خوابند با من باش از راه آهن تا خود دربند با من باش صبحانه می خواهی اگر در حس و حال کوه در کوله دارم چای و کیک و قند، با من باش کم اخم کن با من، دلم ترکید جان تو کل جهان قربان آن لبخند، با من باش تنها بیا از لحظه ی تحویل سال نو تا آخر بیست و نه اسفند با من باش یادت بماند تو کمی کوچکتری از...
-
معرفی کتاب
پنجشنبه 30 دی 1395 16:27
عنوان کتاب: انتخاب نویسنده: سیمین دانشور ناشر: نشر قطره قیمت: 5000تومان تعداد صفحات: 166
-
از نگاه دیگران
شنبه 25 دی 1395 18:50
تنهایی من که متروک تر از خلوت خوف آور یک دهلیزم آرزوم است که از پیله ی تنهایی خود بگریزم سرنوشتی ست غم انگیز که من تا به ابد مجبورم در قفس با خودم – این دشمن آزادی – خود بستیزم جان آهم، که به یک پلک به هم بر زدنت می میرم سقف خوابم، که شب از غصه ی دیر آمدنت می ریزم گاهی از چشمه ی چشمان به من دوخته ات خالی تر گاهی از خش...
-
دلنوشته
چهارشنبه 22 دی 1395 18:41
هو حاصل جمع پائیز برگ ریزان با درختان خزان بر شهر سایه افکنده نگاه می کنم به آسمان دریغ از باران در سرمای کم و بیش و قطراتی ابتر در خیابان های شلوغ چهره ها نا آشنا بلکه عبوس در سرمای پائیز گرمای وجود نایاب است جمعها سرد و بی روح نگاهها بی تفاوت بلکه غضب آلود دلها خالی از محبت کینه ها سرشار آه چقدر جایت خالی است آنگاه...