-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 15 آبان 1399 08:03
یاد خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند پادشاهان ملاحت چو به نخجیر روند صید را پای ببندند و رها نیز کنند نظری کن به من خسته که ارباب کرم به ضعیفان نظر از بهر خدا نیز کنند عاشقان را ز بر خویش مران تا بر تو سر و زر هر دو فشانند و دعانیز کنند گر کند میل به خوبان دل من عیب مکن کاین گناهی ست که...
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 15 آبان 1399 07:09
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 15 آبان 1399 06:55
فقط تو هنوز همسفر خوب لحظه های منی هزار مرتبه گفتم: تو در صدای منی غریبه اند، مبین، این و آن کنار من اند میان این همه، تنها تو آشنای منی هنوز آینه ها، از تو، از تو می گویند هنوز راز منی، شور های های منی هنوز کعبه من در نگاه تو پیداست هنوز سعی"منی، "مروه و صفای منی چقدر چون و چرا می کنی، مکن با من فقط تو در...
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 15 آبان 1399 06:52
تو و من تو آوا دوست داری، من ولی آوانگاری را تو آواز قناری، من غزلهای بهاری را غزلهایی که اقیانوس آرامند در چشمت و در من سخت می بارند ابر بی قراری را تمام عمر دعوت کرده ای غم را به چشمم تا پذیرایی کنم این میهمان افتخاری را مقطع می نویسم "ع ش ق" را میزان نگاه توست بیا تفسیر کن این آیه های اختصاری را دماوندم...
-
از نگاه دیگران
شنبه 10 آبان 1399 07:19
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 3 آبان 1399 13:03
نام کتاب : عشق در کلام شهید مطهری نویسنده : محمد صالحی اندیمشکی ناشر : نبوغ تعداد صفحات :224
-
از نگاه دیگران
یکشنبه 27 مهر 1399 08:00
هر صبح هر صبح لای پنجره را باز می کنم گلهای پشت پنجره را باز می کنم با دست پر نوازش و رویایی نسیم روزی دگر به نام تو آغاز می کنم با حس و حال خوب و دل انگیز یاد تو خود را به زعم خویش سرافراز می کنم وقتی سری به سجده و سجاده می زنم در را به سمت رحمت تو باز می کنم حس حضور و یاد تو در دل چو جاگرفت دلدادگی به عشق تو ابراز...
-
از نگاه دیگران
چهارشنبه 16 مهر 1399 16:22
-
از نگاه دیگران
چهارشنبه 16 مهر 1399 16:18
-
از نگاه دیگران
سهشنبه 15 مهر 1399 19:47
لیلا ترین لیلا پیداست، غمگین روح در بندی که دارم حال و هوای ناخوش آیندی که دارم تک شاخه ای خشکیده ام، بی ارتباط است با برگهای سبز، پیوندی که دارم پیراهنی از اشک دارم، مثل یعقوب در چاه افتاده ست، فرزندی که دارم حس می کنم دارد به تلخی می کشاند چای مرا، شیرینی قندی که دارم زخمی تبسم کرده در این چهره، بی تو از شادمانی...
-
از نگاه دیگران
شنبه 12 مهر 1399 16:51
سکوت سکوت می کند این شعر، غم به سر دارد کبوتراست و به بالش، خط خبر دارد هزار حرف نگفته، ببین، تپش در نبض جوانه میزند و میوه های تر دارد کنارکوچه دیروز، رد شدم با ترس هزار حسرت رنگین به نیشتر دارد نگاه کودکی ام رنج زیر دندان داشت چه تلخ، قصه خود را کنار در دارد امید واهی خوشبختی ام همه روزه مسافرست و دلش قصد یک سفر...
-
از نگاه دیگران
شنبه 12 مهر 1399 16:46
یک استکان غزل دیگر غزل به نم نم باران نمی رسد حتی صدای نی به نیستان نمی رسد ابریشم است مخمل چشمانت ای غزل تا روز مرگ شعر به پایان نمی رسد وقتی که شهر پر شده از قیل و قال گرگ دیگر صدای بره به چوپان نمی رسد عودش چه شور میزد و می رفت تا ابد دیگر صدای ساز نریمان نمی رسد یک استکان شعر پر از درد و انتظار... آنقدر تلخ ریخت...
-
از نگاه دیگران
سهشنبه 1 مهر 1399 21:05
از تو دوباره از تو غزل شاعرانه خواهد شد دهان غنچه و گل پرترانه خواهد شد صدای سبز قناری ز شوق بوسه تو به گوش باغ و چمن جاودانه خواهد شد مجال بوسه به فصل بهار رویایی است به هوش باش نگارا زمانه خواهد شد دل خزان زده را برگ برگ دستانت به یاد سبز غزل آشیانه خواهد شد ببار زلف اساطیری سمن سارا به مژده این مژه ها نیک شانه...
-
از نگاه دیگران
سهشنبه 1 مهر 1399 21:03
عاشقت هستم و من بعد از مرور لحظه های باد و باران، عاشقت هستم همیشه مثل خلوتهای اوج کوهساران، عاشقت هستم چه شبهایی شکستم، سوختم، عشقم دوباره جان شیرین داد ورای تلخی ویران شدنهای فراوان، عاشقت هستم صفای قهر و صلح و آشتیهای جنون آمیز و چشمانت پر از تازه، پر از شیراز و تبریز و خراسان، عاشقت هستم تو را سر می کشم با جامی از...
-
از نگاه دیگران
شنبه 22 شهریور 1399 11:32
وقتی نیستی جای دستت می گذارم دست، وقتی نیستی دست من از عشق خالی هست، وقتی نیستی عشق تو آن می کند با من که شبها می کند باد با پروانه های مست، وقتی نیستی قلب من یک خانه است، اما چگونه خانه ای؟ خانه ای در کوچه ای بن بست، وقتی نیستی میخورم صبحانه باران می نشیند پشت میز حال این اطراف دم کرده است، وقتی نیستی برنمی گردد به...
-
از نگاه دیگران
شنبه 22 شهریور 1399 11:08
گل دیشب هزار بار نوشتم: گل در حسرت بهار نوشتم: گل یک عمر روی صفحه تنهایی با رنگ انتظار نوشتم: گل او بی شمار در نظرم آمد من نیز بی شمار نوشتم: گل تا باغ ما دوباره بخندد سرخ با گریه های زار نوشتم: گل هر سال، روز آخر تابستان پاییز گفت: خار! نوشتم: گل مثل درخت "از تبر افتاده" در حال احتضار نوشتم: گل مثل...
-
از نگاه دیگران
شنبه 15 شهریور 1399 18:13
-
از نگاه دیگران
شنبه 15 شهریور 1399 18:11
-
از نگاه دیگران
شنبه 15 شهریور 1399 18:02
چه خبر؟ ای نسیم سحری از گل و ریحان چه خبر؟ از شب و زمزمه با شاخه رقصان چه خبر؟ با زلیخای دل از مرز دل و جان گذری چاه کنعان چه شد؟ از گوشه زندان چه خبر؟ عشق معمار عجیبی ست که بد می سازد از درون مایه این برجک لرزان چه خبر؟ عشقها نم بکشد بر دل آتش بنهند از تپشهای دل و قل قل قلیان چه خبر؟ ابر تردید زند چنبره بر حس حضور از...
-
تسلیت
یکشنبه 9 شهریور 1399 16:34
عاشورای حسینی تسلیت باد
-
از نگاه دیگران
پنجشنبه 6 شهریور 1399 09:30
بدون تو یلداست هر شبی که بدون تو سر شود گویی تمام عمر به یک جا هدر شود خون است در دلم چو اناری که تک به تک آن دانه های سرخ به آنی شرر شود تنها دلیل بودن من، بعد رفتن ات انگار، مال باخته ای در به در شود در پرسه های تیره و در لحظه های درد باید که دستگیره جانم هنر شود ما وارثان عشق،رسولان زنده ایم تا مهر در رسالت ما تاج...
-
از نگاه دیگران
شنبه 1 شهریور 1399 08:05
کاروان کربلا شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین (ع) روی دل با کاروان کربلا دارد حسین (ع) از حریم کعبه جدش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین (ع) می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین (ع) پیش روراه دیار نیستی کافیش نیست اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین (ع) بسکه محمل ها...
-
تسلیت
شنبه 1 شهریور 1399 07:52
-
سلام
یکشنبه 25 خرداد 1399 22:37
سلام عزیزان خوب و خوش باشید
-
از نگاه دیگران
دوشنبه 11 فروردین 1399 07:24
دل ما را دل از کشاکش دنیا شکسته است این کشتی از تلاطم دریا شکسته است تنها ننالم از غم ایام و جور یار باشد مرا دلی و ز صد جا شکسته است از آنچه پیش دوست بوَد در خور نثار تنها مرا دلی بوَد، اما شکسته است یک دل به سینه دارم و یک شهر دلستان بازار من ز گرمی سودا شکسته است هر چیز بشکند ز بها افتد ولیک دل را بها و قدر بود تا...
-
آنچه فرستاده اید
دوشنبه 11 فروردین 1399 07:15
-
تبریک
شنبه 9 فروردین 1399 08:43
-
از نگاه دیگران
شنبه 9 فروردین 1399 08:42
تومثل باران می شود باران شوی، بر من بباری، یا که نه؟ مثل من در انتظاری؟ بی قراری؟ یا که نه؟ گر چه می دانم دلت سنگ است و می خواهی مرا لحظه های بی من ات را می شماری، یا که نه؟ صبح من از پلکِ زیبای تو پیدا می شود می شود صبحی به شب هایم بیاری، یا که نه ؟ سر به زیر افکنده ای، اما نمی گویی چرا با تمام دردهایت سازگاری یا که...
-
آنچه فرستاده اید
شنبه 24 اسفند 1398 00:19
-
از نگاه دیگران
شنبه 24 اسفند 1398 00:15
می گذشت وقتی که اسب صاعقه بی تاب می گذشت موج ستاره از شب مهتاب می گذشت وقتی نگاه آبی دریا شکفته شد روح هزار خاطره بی تاب می گذشت از انتهای این شب طوفانی شگفت کشتی ماه از شب مرداب می گذشت ببا استغاثه ی شب اندوهناک مرگ یک گله کوسه از شب گرداب می گذشت ای طالع بلند سحرنوش آفتاب رود کدام حادثه از خواب می گذشت یک آسمان...