قرار بود...
قرار بود زمانی مرا مجاب کنی
به احترام دل ساده ام شتاب کنی
قرار بود بسازی، نه اینکه دنیا را
به چشم هم زدنی بر سرم خراب کنی
چه سالها که دو فنجان چای منتظرند
دوباره در دل این خانه قند آب کنی
ادامه مطلب ...
بگذارید
بگذارید که بر باد دهم مویم را
در رخ ماه ببینند همه رویم را
گل اگر وا شود از گوشه ی لب های ترم
پشت هر کوه برد عطر خوش بویم را
آفتاب از کف موهام به پا می خیزد
تا ز هم باز کند پیچش ابرویم را
عشقم ترانه می خواند آواز را بیا بشنو
پروانه را چنین بالا بی بال در صدا بشنو
یک آسمان پر از آبی یک آذرخش بی تابی
یک ناگهان خروشیدن در اوج ناکجا بشنو
ادامه مطلب ...