گل
دیشب هزار بار نوشتم: گل
در حسرت بهار نوشتم: گل
یک عمر روی صفحه تنهایی
با رنگ انتظار نوشتم: گل
او بی شمار در نظرم آمد
من نیز بی شمار نوشتم: گل
تا باغ ما دوباره بخندد سرخ
با گریه های زار نوشتم: گل ادامه مطلب ...
چه خبر؟
ای نسیم سحری از گل و ریحان چه خبر؟
از شب و زمزمه با شاخه رقصان چه خبر؟
با زلیخای دل از مرز دل و جان گذری
چاه کنعان چه شد؟ از گوشه زندان چه خبر؟
عشق معمار عجیبی ست که بد می سازد
از درون مایه این برجک لرزان چه خبر؟ ادامه مطلب ...