از خودت
ای ماه، آسمان مرا پر کن از خودت
جان مرا، جهان مرا پر کن از خودت
جز حرف عشق هیچ صدایی نخواستم
یعنی: بیا زبان مرا پر کن از خودت
با روزهای خود به تفاهم رسیده ام
شبهای بی نشان مرا پر کن از خودت
زیبای لحظه های منی، بیشتر بمان
لبخند ناگهان مرا پر کن از خودت
لم داده است بر تن دیوار روبرو
آیینه ی روان مرا پر کن از خودت
شعرم پر است از نفس مهربان تو
مثل غزل دهان مرا پر کن از خودت
دلتنگ ماندم و نفسم رو به راه نیست
دستم بگیر و جان مرا پر کن از خودت
شعبان کرم دخت – بابلسر خرداد 96نام کتاب : همنام
نویسنده : جومپا لاهیری
مترجم: امیر مهدی حقیقت
ناشر : نشر ماهی
تعداد صفحات : 360
قیمت : 11000 تومان
بغض او
شکست بغض او، صدا به ما رسید
به ما فقط صدا، فقط صدا رسید
صدای ما دو تا به هم نمی رسد
صدای کوه ها به کوه ها رسید
پرنده نیستم که پر زنم تو را
پرنده بودنم به انتها رسید
غریبه نیستی که درد دل کنم
به لکنتی که کار ... به استخوا... رسید
تعللی نکرد، افاده ای نریخت
به باغ های زرد، بهار تا رسید
حبیب بخشوده - ایلام

