برای خویش
یک چند از بهار نوشتم برای خویش
زان چشم بی قرار نوشتم برای خویش
از تو که راوی من و شیدایی منی
خطی به یادگار نوشتم برای خویش
گیسو بلند می کنی از باد بگذری
از زلف تابدار نوشتم برای خویش
ادامه مطلب ...
بعد از این
به آیین آیینه رو می کنم بعد از این
"من" خویش را جستجو می کنم بعد از این
و رو راست با آیینه، بی ریا و دروغ
دل ساده را روبه رو می کنم بعد از این
و می شویم از هر چه که هست، جز عشق، دست
به این شیوه ی نو وضو می کنم بعد از این
ادامه مطلب ...نام : رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید
نویسنده : نویسنده های روس...
ترجمه: آبتین گلکار
ناشر: چشمه
تعداد صفحات : 192
قیمت : 17000 تومان
تو
گرچه گاهی حال من مانند گیسوهای توست
چشمه ی آرامشم پایین ابروهای توست
خنده کن تا جای خون در من عسل جاری کنی
بهترین محصول ها مخصوص کندوهای توست
فتنه ها افتاده بین روسری های سرت
خون به پا کردی، ببین! دعوا سر موهای توست
ادامه مطلب ...
