اقالیم
اقالیم

اقالیم

از نگاه دیگران

 نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد

نمی شود که تو باشی، به مهربانی مهتاب

در آن زمان که روح دردمند ولگردم

بستری می جوید

بالینی می خواهد

تا شاید دمی بیاساید

نمی شود که تو باشی به مهربانی مهتاب

و این روح دردمند ولگرد

باز هم کوله را زمین نگذارد

و سر را بر زانوی مهربانی تو   ادامه مطلب ...

از نگاه دیگران

     در انتظار

خالی ترین در ختم و عریان نشسته ام

در انتظار مقدم باران نشسته ام

آن بید عاشقم که به گیسوی بادها

 در متن فصلهای پریشان نشسته ام

فرصت؟ تمام، فاصله، از خاک تا خدا

در حل این معادله حیران نشسته ام

دستی دوباره کاش، از اول بسازدم

در ابتدای خلقت انسان نشسته ام

در روستاست ریشه من مدتی، ولی

بر شانه های لخت خیابان نشسته ام

یک قطره اشک، جان مرا سبز می کند

چشم انتظار چشم عزیزان نشسته ام

                             رضا علی اکبری

 

از نگاه دیگران

            آتشفشان زخم

 

باگریه گفته بود در آن شب، به من کسی

تا دل نسوخت، با تو نگوید سخن کسی

در عمق زخم جان من آتش گداختند

آتشفشان به یاد ندارد چو من کسی

دیری ست در خرابه دل،مرده است عشق

آخر نخواند مرثیه ای یک دهن کسی

یعقوب گر به پیرهنی داشت دلخوشی

از یوسفم نداد به من پیرهن کسی

پاییز بود و لاله در آغوش خاک سرد

حاجت نداشت هیچ به غسل و کفن کسی

در حفظ آبروی شما غرق بوده ام

فریاد رس نداشتم از مرد و زن کسی

من مرگ را به چشم چشیدم در آن غروب

جز آفتاب داشت دل سوختن کسی؟

            

                               محمد عباس کهن