من
ثمر ندیده وجودم، درخت کاجم من
و ارغوانِ غم آلودِ ابتهاجم من
در این زمانه کسی پاکدامنی نخرید
عزیزِ مصرم و این روزها حراجم من
طبیب و نسخه و دارو گره گشایت نیست
دچار من شده ای، درد لاعلاجم من
نگیر خرده چرا خیره در تو می نگرم
شبیه ماهی در صید، هاج و واجم من
نخند، عشوه نیا، دم به دم رهام نکن
عبوس و خیره سر و دم دمی مزاجم من
غزیق را چه سخن غیر دست و پا زدن است؟
نبین سکوت مرا، غرق احتیاجم من
سجاد شهیدی