بی ثمر
می پرد عطری که بی مصرف شده در شیشه اش
ذره ذره می رود از ذهن عاشق پیشه اش
می زند بیرون از این بیهوده ماندن شیر پیر
زندگی جریان ندارد درسکوت بیشه اش ادامه مطلب ...
نام توست
می نویسم شعر نابی و ردیفش نام توست
لحظه ی آغاز ابیات لطیفش نام توست
می نویسم از دل غمگین خود بعد از فراق
تا بدانی چاره ی نبض ضعیفش نام توست ادامه مطلب ...
چه می کشم؟
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمیشوی که ببینی چه میکشم
با عقل ، آب عشق به یک جو نمیرود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
دیشب سرم به بالش نازِ وصال و باز
صبح است و سیل اشک ، به خون شسته بالشم
ادامه مطلب ...