زندگی
مانند دو خورشید که بالای زمین است
چشم تو، سفر کردنم از شک به یقین است
روشن شده شب های پریشانی شعرم
اینها همه از دولتی این دو نگین است ادامه مطلب ...
چگونه
چگونه چشم دل از دیدن تو بردارمن
منی که داغ نگاه تو بر جگر دارم
شهید آتش عشقم، نشانی ام این است
که تاج شعله ی شوق تو را به سر دارم ادامه مطلب ...
گفت دلم
گفت دلم مهر تو را پرورم
در صدف عشق شوی گوهرم
چشم همه خیره شد از دیدنت
مثل دو تا چشم تماشاگرم ادامه مطلب ...