عشق
بس کن دل من، عشق که اجبار ندارد
وقتی که دلش با دل ما کار ندارد
فریاد نزن تلخی این شعر گواه است
رسوایی تنهایی ما جار ندارد
ادامه مطلب ...چشمان تو
داد چشمان تو در کشتن من دست به هم
فتنه برخاست چو بنشست دو بد مست به هم
هریک ابروی تو کافی ست پی کشتن من
چه کنم با دو کماندار که پیوست به هم
ادامه مطلب ...پریشان تواند
آب ها آیینه ی سرو خرامان تواند
بادها مشاطه ی زلف پریشان تواند
رعدها آوازه ی احسان عالمگیر تو
ابرها چتر پریزاد سلیمان تواند ادامه مطلب ...
نگاه
به دل نشاط می دهد کلام عاشقانه ات
صفا به روح می دهد نگاه پرفسانه ات
به نغمه های دلنشین، پر از شکوه دلبری
چه عارفانه می شود، نگاه عاشقانه ات ادامه مطلب ...
سهم دل من
تو سهم منی! سهم منی! سهم دل من!
ای عطر تو آمیخته با آب و گل من!
یک چای پر از تلخی و دلواپسی ام! تو:
دنیای پر از مهری و پرشور! هِلِ من! ادامه مطلب ...